برنامههای حکومت
پس از آشنایی با اهداف حکومت، باید به بررسی برنامههای حکومت برای رسیدن به هدفهای مذکور بپردازیم تا ضمن شناخت مسیر فعالیتها در دورانِ سبز ظهور، الگویی برای دوران پیش از ظهور ترسیم شود و آنانکه به انتظار منجی بزرگ عالم هستند با روشهای حکومتی و برنامههای اجرایی امام عصر(علیه السلام) آشنا گردیده و خود و جامعه را برای پیمودن چنان راهی آماده کنند.
با استفاده از روایات فراوانی که درباره دوران حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) موجود است سه محور عمده برنامههای آن حکومت عبارتند از: برنامههای فرهنگی، برنامههای اجتماعی و برنامههای اقتصادی.
به بیان دیگر جامعه بشری که به خاطر دوری از تعالیم ناب قرآن و سیره پیشوایان دینی، به انحطاط فرهنگی گرفتار شده است لازم است در پرتو یک انقلاب فرهنگی بزرگ، به دامن قرآن و عترت بازگردانده شود.
همچنین لزوم یک «برنامه جامع اجتماعی» به آن جهت است که زخمهای گوناگون پیکر اجتماع، التیام گیرد و برنامههای صحیحی که ضامن حیات واقعی جامعه و برخورداری همگان از حقوق الهی و انسانی است به جای روشهای ظالمانه که جامعه را به هرج و مرج و فساد و تباهی و از بین رفتن حقوق ضعیفان کشانیده است، قرار گرفته و اجرا گردد.
برای فراهم شدن زمینههای تعالی فرهنگی و رشد اجتماعی، برنامه اقتصادی نیز ضرورت دارد تا ضمن آن از تمامی امکانات مادّی زمینی به شکل عادلانه و در بستر مناسب استفاده شود. به بیان دیگر اینکه با بهره گیری بهینه از مواهب طبیعی، رشد اقتصادی و تأمین معیشت برای همه طبقات و در همه محیطها امکان پذیر گردد.
پس از بیان اجمالی برنامههای حکومت امام دوازدهم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ـ به بررسی تفصیلی آنها بر اساس روایات معصومین(علیهم السلام) میپردازیم و مهمترین برنامههای حضرت را در هر بخش مورد بحث قرار میدهیم:
الف. برنامه فرهنگی
در حکومت جهانی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمامی فعالیتهای فرهنگی، در راستای رشد و تعالی علمی و عملی مردم خواهد بود و با جهل و نادانی در همه زمینهها مقابله خواهد شد.
مهمترین محورهای جهاد فرهنگی در حکومت حقّ عبارتند از:
1. احیاء کتاب و سنّت
پس از آنکه در همه اعصار، قرآن غریب و تنها مانده و در حاشیه زندگی به فراموشی سپرده شده بود؛ در زمان حکومت آخرین حجّت الهی تعالیم حیات بخش قرآن به تمامی عرصه زندگی بشر وارد میشود. و سنّت که همان گفتار و رفتار پیشوایان دینی است در همه جا به عنوان بهترین الگوی حیات انسانی مطرح میگردد و عملکرد همگان با معیار خدشه ناپذیر قرآن و عترت ارزیابی میشود.
امام علی(علیه السلام) در بیانی رسا حکومت قرآنی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را چنین توصیف کرده است:
«در روزگاری که هوای نفس حکومت میکند )امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور میکند و( هدایت و رستگاری را جایگزین هوای نفس میسازد و در عصری که نظر شخصی بر قرآن مقدم شده است، افکار را متوجه قرآن میگرداند و آن را حاکم بر جامعه میسازد.»1
و نیز در بیانی دیگر، آن حضرت دوران ظهور قرآن و حضور آن را در زندگی بشر چنین بشارت داده است:
«... گویی هم اکنون شیعیان خود را میبینم که در مسجد کوفه، خیمهها زدهاند و قرآن را بدان گونه که نازل شده به مردم میآموزند...».2
و یاد دادن و یاد گرفتن قرآن نقطه شروعی برای ترویج فرهنگ قرآنی و حاکمیت قرآن و احکام آن در همه حوزههای فردی و اجتماعی است.
2. گسترش معرفت و اخلاق
قرآن کریم و تعالیم اهلبیت(علیهم السلام) بر رشد اخلاقی و معنوی بشر بیشترین تأکید را انجام داده است زیرا که مهمترین عامل رشد و تعالی انسان به سوی هدف بلند خلقت همانا اخلاق نیکو میباشد. پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) هدف از پیامبری خود را تکمیل مکارم اخلاق میشمرد3 و قرآن نیز آن بزرگوار را بهترین الگوی رفتاری برای همه مردم معرفی میکند.4 ولی با کمال تأسف به واسطه دوری بشر از راهنماییهای قرآن و اهلبیت(علیهم السلام)، انحطاط اخلاقی در همه زمینهها در جوامع بشری و به ویژه جامعه مسلمین آشکار گردیده است و همین انحراف از ارزشهای اخلاقی از عوامل مهم ویران کردن حیات فردی و اجتماعی انسانها شده است.
حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که حکومت خدا و ارزشهای الهی بر جهان است، ترویج ارزشهای اخلاقی را در رأس برنامههای خود قرار خواهد داد.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
«اِذا قامَ قائمُنا وَضَعَ یدَهُ عَلی رُؤُوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولُهُمْ وَ اَکْمَلَ بِهِ اَخْلاقُهُمْ5؛
زمانی که قائم ما قیام کند دست خود بر سر بندگان خواهد نهاد و عقلهای ایشان را جمع خواهد کرد و اخلاق آنها را به کمال خواهد رساند.»
از این تعبیر کنایه آمیز و زیبا استفاده میشود که در پرتو حکومت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که حکومت اخلاق و معنویت است، بستر مناسب برای کمال عقلی و اخلاقی بشر فراهم خواهد آمد زیرا همانگونه که اخلاق منحط و پست از نقصان عقل و خِرد آدمی است، کمال عقل موجب بروز و ظهور اخلاق نیکو در انسان خواهد بود.
از سوی دیگر محیط آکنده از هدایتهای قرآن و سنتهای الهی آدمی را به سوی خوبیها سوق میدهد. بنابراین از درون و برون همه کششها به سوی فضیلتها و زیبایی هاست و اینگونه است که ارزشهای الهی و انسانی همه جائی و عالم گیر میشود.
3. نهضت علمی
یکی از برنامههای فرهنگی حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خویش است6، نهضت علمی و رشد دانش بشری به طور چشمگیر و بی سابقه است.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) پس از بشارت دادن نسبت به مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دربارة این بخش از اقدام او فرموده است:
«...نهمین امام (از فرزندان امام حسین(علیه السلام)) قائم ایشان است که خداوند به دست او همه زمین را از روشنایی پر میکند پس از آنکه گرفتار تاریکی گشته است و تمام زمین را از عدالت و دادگری میآکند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد و سراسر عالم را از علم و دانائی بهره مند میسازد پس از آنکه به جهل و نادانی گرفتار آمده باشد...».7
و این جنبش علمی و فکری برای همه اقشار و طبقات جامعه است و در این شکوفایی فرقی بین مرد و زن نیست. بلکه زنان نیز به رتبههای بلند علمی و دین شناسی میرسند.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
«در زمان امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شما حکمت (و دانش) داده میشود تا آن جا که زن در درون خانه اش مطابق کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) قضاوت میکند.»8
و این حکایت از آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهلبیت(علیهم السلام) دارد زیرا که امر قضاوت امری دشوار و سنگین است.
4. مبارزه با بدعت ها
بدعت در مقابل «سنّت» و به معنی نوآوری در دین و داخل کردن اندیشهها و آراء شخصی در دین و دینداری است.
امام علی(علیه السلام) در معرفی بدعت گذاران فرمود:
«بدعت گذاران کسانی هستند که با فرمان خدا و کتاب او و پیامبرش مخالفت میورزند و براساس رأی و هواهای نفسانی خود عمل میکنند هر چند شمار آنها بسیار باشد.»9
بنابراین بدعت به معنی مخالفت با خدا و کتاب و پیامبر او و حاکم کردن هواهای نفسانی و عمل کردن براساس تمایلات شخصی است و این جز آنست که با الهام از کتاب و سنّت و بر اساس معیارهای الهی تحقیق و تحلیلی نو ارائه شود. بدعت امری است که سنّت و شیوه خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را نابود میکند و هیچ آفتی برای دین، چنین شکننده و نابود کننده نیست.
امام علی(علیه السلام) فرمود:
«ماهَدَمَ الدّینَ مِثْلُ البِدَعِ10؛
هیچ چیز مانند بدعتها دین را ویران و تباه نکرده است.»
و به همین دلیل است که سنتمداران وظیفه دارند در مقابل بدعت گذاران قیام کنند و پرده از تزویر و نیرنگ آنها بردارند و راه نادرست آنها را برای مردمان آشکار کنند و بدینگونه از گمراهی مردم جلوگیری کنند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:
«هرگاه بدعتها در میان امتم آشکار شوند بر عالم است که علم و دانش خود را آشکار سازد، هر کس چنین نکند نفرین خدا بر او باد!»11
با تأسف باید گفت که پس از پیامبر و راه روشن او، چه بدعتها که در دین نگذاشتند و چه انحرافها و کجیها که در مسیر دینداری پدید نیاوردند و چه گمراهیها که در برابر مردم نگشودند! و بدین سان چهره دین را واژگونه ساختند و رخسار تابناک آئین را به حجابهای هواها و سلیقههای شخصی پوشاندند و هر چند امامان معصوم(علیهم السلام) و به دنبال ایشان عالمان دین کوشیدند ولی همچنان راه بدعت گذاری و سنّت سوزی باز ماند و در دوران غیبت بیشتر شد.
و اکنون عالم در انتظار است که صاحب مکتب و موعود قرآن بیاید و در سایه سار حکومت او سنتها زنده گردیده و بدعتها برچیده شود. و بی شک در رأس برنامههای اصلاحی او مبارزه با بدعتها و گمراهی هاست تا زمینههای هدایت و رشد و تعالی بشر فراهم گردد.
امام باقر(علیه السلام) در ضمن سخنی بلند در توصیف زمان ظهور آن حضرت فرمود:
«... وَلایتْرُکُ بِدْعَةً اِلاّ اَزالَها وَ لاسُنَّةً اِلاّ اَقامَها...12 ؛
هیچ بدعتی را وانگذارد مگر اینکه آن را از ریشه برکند و از هیچ سنّتی نمیگذرد مگر اینکه آن را بر پا خواهد فرمود.»
به نقل ازکتاب نگین آفرینش)
ادامه دارد...
این فصل در چهار محور بحث خواهیم کرد:
1. اهداف حکومت جهانی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
2. راه کارها و برنامههای حکومت امام(علیه السلام) در حوزههای مختلف
3 ر. دستاوردهای حکومت الهی دادگستر
4. ویژگیهای حکومت
در این بخش به اهداف حکومت امام مهدی (عج) پرداخته ودربخشهای دیگربه مباحث بعدی خواهیم پرداخت.انشاءالله.
اهداف حکومت
از آنجا که هدف از آفرینش مجموعه بزرگ هستی، کمال و نزدیکی هر چه بیشتر انسان به منبع همه کمالات یعنی حضرت حق تعالی میباشد و برای نیل به این آرمان بزرگ، باید ابزار و وسائل آن فراهم گردد، حکومت جهانی امام عصر(علیه السلام) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب الی اللّه و برداشتن موانع از این مسیر است.
البته انسان از دو بُعد جسم و جان ترکیب یافته است و نیازهای او نیز به دو بخش مادی و معنوی تقسیم میشود بنابراین برای رسیدن به کمال لازم است در هر دو جهت، حرکتی سنجیده و حساب شده داشته باشد و «عدالت» که ره آورد بزرگ حاکمیت الهی است ضامن سلامتِ رشد انسان در سیر مادی و معنوی است.
بنابراین، اهداف حکومت امام دوازدهم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دو محور رشد معنوی و اجرای عدالت و گسترش آن قابل طرح است.
رشد معنوی
برای پی بردن به ارزش و والایی هدفهای یاد شده، لازم است نگاهی گذرا به حیات بشر در طول حاکمیت طاغوتها بیفکنیم.
در طول زندگی انسان، به دور از حکومت حجّت الهی، معنویت و ارزشهای معنوی چه جایگاهی داشته است؟ آیا جز این است که بشریت گم گشته و راه گم کرده، پیوسته در مسیر انحطاط معنوی گام برداشته و با پیروی از تمایلات نفسانی و وسوسههای شیطانی یک یک زیباییها و خوبیهای حیات خود را به فراموشی سپرده و با دست خود آنها را در گورستان شهوات دفن کرده است؟! پاکی و پاکدامنی، صداقت و درستکاری، تعاون و همکاری، گذشت و ایثار، احسان و نیکوکاری، جای خود را به هواپرستی و شهوترانی، دروغ و دغل بازی، خودمحوری و موقعیت جویی، خیانت و جنایت و زیاده خواهی و افزون طلبی داده است. و در یک کلمه معنویت در زندگی بشر نفسهای آخر را میکشد و در بسیاری از نواحی و برای بسیاری از آدم نماها اثری از آن باقی نمانده است!!
حکومت آخرین ذخیره الهی در راستای زنده ساختن این بخش از وجود انسان گام بر میدارد و برای جان بخشیدن به این مرده مردار گشته تلاش میکند؛ تا طعم شیرین حیات واقعی و زندگی حقیقی را به آدمهای مسجودِ ملائک بچشاند و به همگان یادآوری کند که از ابتدا مقرر شده بود که آنان در چنان حیاتی تنفس کنند و عطر پاکیها و خوبیها را با مشام جان، استشمام کنند. چنانکه قرآن میفرماید:
Gیا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُول اِذا دَعاکُم لِما یحْییکُم...F15 ؛
ای گروه مؤمنان آنگاه که خداوند و پیامبر، شما را به سوی آنچه شما را زنده میکند میخوانند، آنها را اجابت کنید و به ندای آنها لبیک گوئید.
بنابراین حیات معنوی که امتیاز بنی آدم از حیوانات است، بخش عمده و قسمت اصلی وجود انسان را تشکیل میدهد زیرا که آدمی با برخورداری از همین حیات است که «آدم» نامیده شده است و همین حیات است که او را به خداوند حیات آفرین میرساند و به مقام قرب او نائل میسازد.
از این رو در زمان حاکمیت ولی پروردگار، این بخش از وجود آدمی سروسامان میگیرد و ارزشهای انسانی در همه ابعاد زندگی رونق و طراوت مییابد. صفا و صمیمیت، ایثار و وفا، راستی و درستی و... همه آنچه به عنوان «خوبی» از آن یاد میشود، همه جا را فرا میگیرد.
البتّه رسیدن به این هدف بزرگ و نقطه درخشان، نیاز به برنامهای دقیق و جامع دارد که در بخشهای آینده بیان خواهد شد.
عدالت گستری
بزرگترین زخم پیکر جامعه بشری در طول تمامی قرون و اعصار گذشته، ظلم و ستم موجود در اجتماعات انسانی بوده است. بشریت همواره از رسیدن به حقوق خود در عرصههای مختلف محروم مانده است و هیچگاه مواهب مادی و معنوی، عادلانه در بین بنی آدم تقسیم نگردیده است. همیشه در کنار شکمهای انباشته از غذا، گروهی گرسنه ماندهاند و پیوسته در نزدیکی کاخها و ویلاهای چند هزار متری، عدهای در حاشیه خیابانها و بر سنگفرش پیاده روها خوابیدهاند. قدرتهای زر و زور، مردم ضعیف و بیچاره را به بردگی کشیدهاند و نژاد سفید بر گرده سیاهپوستان ـ تنها به جرم پوست سیاهشان ـ تازیانه مرگ فرود آورده است و در یک کلام همیشه و همه جا حقوق ضعیفان و بینوایان، پایمال هواها و تمایلات زورمندان و تزویر گران شده است و انسان همیشه در آرزوی دست یافتن به عدالت و مساوات روزشماری کرده است و رسیدن دوران شکوفایی عدالت را به انتظار نشسته است.
نهایت این انتظار، دورانِ سبز حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. او به عنوان بزرگترین رهبر عادل و پیشوای دادگر در پی اجرای عدالت در گستره عالم و در همه زمینههای حیات خواهد بود و این حقیقت شیرین در بسیاری از روایات که مژده آمدن او را داده، بیان گردیده است.
امام حسین(علیه السلام) فرمود:
«اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی کند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم و بیداد آکنده باشد. این چنین از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) شنیدم.»16
و دهها روایت دیگر داریم که خبر از عدالت جهانی و ریشه کنی ستم و ستمگری در سایه حکومت موعود آخرین داده است.
جالب است دانسته شود که عدالت و دادگری از آشکارترین ویژگیهای امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است به گونهای که در بعضی از دعاها به آن لقب گرفته است:
«اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی وَلی اَمْرِکَ الْقائِمِ المُؤَمَّل وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَر»
خداوندا به ولی امر خود درود فرست همان که قیام کننده آرمانی و عدالت مورد انتظار همگان است.17
آری او عدالت را سرلوحه اهداف انقلاب خویش قرار داده است زیرا که عدالت، زمینه ساز حیات حقیقی در همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی است و زمین و اهل آن بدون عدالت مردگان بی روحی هستند که زنده پنداشته میشوند.
امام کاظم(علیه السلام) در تفسیر آیه «اِعْلَمُوا اَنّ اللّهَ یحْیی الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»18 فرمود:
«مقصود این نیست که زمین را با باران زنده میکند بلکه خداوند مردانی را بر میانگیزد که عدالت را زنده میکنند پس به سبب جان گرفتن عدل (در جامعه)، زمین زنده میشود...»19
و تعبیر «زنده شدن زمین» اشاره به آنست که عدالت مهدوی، عدالتی است فراگیر و همه جایی نه در بخشی از محیطها و برای بعضی از افراد.
(به نقل ازکتاب نگین آفرینش)
ادامه دارد...
چگونگی قیام امام مهدی(عج)
وقتی ظلم و تباهی چهره عالم را سیاه و ظلمانی کرده است و آنگاه که ستمگران گستره زمین را جولانگه بدیها و نامردیها ساختهاند و مظلومان جهان، دست یاری خواهی را به آسمان گشوده اند؛ ناگهان ندایی آسمانی، سیاهی شب را میدرد و در ماه خدا، رمضان، ظهور موعود بزرگ را بشارت میدهد5، قلبها به تپش میافتد و چشمها خیره میگردد! شب پرستان، مضطرب و هراسان از طلوع صبح ایمان، در پی راه چارهای هستند و منتظران مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هر کسی سراغ کوی یار میگیرند و برای دیدار او و حضور در زمره یاوران او سر از پا نمیشناسند.
در آن زمان، سفیانی که بر منطقه وسیعی مانند سوریه، اردن و فلسطین سلطه دارد سپاهی را تجهیز میکند تا با امام مقابله کند. لشگر سفیانی که در مسیر مکّه به تعقیب امام پرداخته است در محلی به نام بیداء به کام زمین میرود و نابود میگردد.6
پس از شهادت نفس زکیه7 به فاصله کوتاهی، امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در سیمای مردی جوان در مسجدالحرام ظهور میکند در حالی که پیراهن مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را بر تن دارد و پرچم پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را به دست گرفته است. او به دیوار کعبه تکیه میزند و در بین رکن و مقام8 سرود ظهور را زمزمه میکند و پس از حمد و ثنای الهی و درود و سلام بر پیامبر و خاندان او میفرماید:
«ای مردم ما از خدای توانا یاری میطلبیم و نیز هر کس از جهانیان را که به ندای ما پاسخ دهد به یاوری میخوانیم.»
آنگاه خود و خاندانش را معرفی میکند و ندا میدهد:
«فَاللّه اللّه فینا لاتَخْذُلُونا وَانْصُرُونا ینْصُرْکُمُ اللّهُ تَعالی؛
درباره رعایت حقوق ما، خدا را در نظر بگیرید. ما را )در میدان عدالت گستری و ستم ستیزی( تنها نگذارید و یاریمان کنید که خدا شما را یاری خواهد کرد.»
پس از پایان گرفتن سخنان امام، آسمانیان بر زمینیان سبقت میگیرند و گروه گروه فرود میآیند و با امام بیعت میکنند در حالی که پیشاپیش آنها فرشته وحی، جبرئیل با امام دست همراهی میدهد. آنگاه 313 ستاره زمینی که از نقاط مختلف عالم به سرزمین وحی آمدهاند بر گرد خورشید تابناک امامت حلقه زده و پیمان وفا داری میبندند و این جریان سبز جاری است تا آنکه ده هزار سرباز جان بر کف در اردوگاه امام(علیه السلام) حضور مییابند و با آن فرزند پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بیعت میکنند.9
امام(علیه السلام) با خیل یاوران، پرچم قیام را برافراشته و به سرعت بر مکه و اطراف آن مسلط میشوند و سرزمین پیامبر را از وجود نااهلان، پاک میکنند. آنگاه راهی مدینه میشود تا سایه عدالت و مهر را بر آن بگستراند و سرکشان شهر را بر جای خود بنشاند. سپس عازم عراق گشته و شهر کوفه را به عنوان مرکز حکومت جهانی برمی گزیند و از آنجا به مدیریت قیام میپردازد و برای دعوت جهانیان به اسلام و زندگی در پرتو قوانین قرآن و در هم کوبیدن بساط ظلم و ستم، یاران و سپاهیان نور را به نقاط مختلف عالم گسیل میدارد.
امام(علیه السلام) یک به یک سنگرهای کلیدی جهان را فتح میکند زیرا که علاوه بر یارانِ وفادار و مؤمن، از امداد فرشتگان الهی نیز برخوردار است و مانند پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) از لشگر رعب و وحشت مدد میگیرد و خداوند توانا چنان ترسی از او و یارانش در دلهای دشمنان میافکند که هیچ قدرتی را توان رویارویی با آن حضرت نیست.
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
«قائم از ما به وسیله رُعب (وحشت در دل دشمنان) یاری میشود.»10
گفتنی است یکی از نقاط جهان که به وسیله سپاه امام فتح میشود بیت المقدس است11 و پس از آن واقعه بسیار مبارکی اتفاق میافتد که در جریان قیام و انقلاب امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سرنوشت ساز است و جبهه آن حضرت را تقویت میکند و آن فرود آمدن حضرت عیسی(علیه السلام) از آسمان است. حضرت مسیح(علیه السلام) که به فرموده قرآن زنده است و در آسمانها به سر میبرد به زمین میآید و پشت سر امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نماز میایستد و بدین وسیله فضیلت و برتری پیشوای دوازدهم شیعیان را بر خود و پیروی خود را از امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به همگان اعلام میکند.
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:
«سوگند به آن کس که مرا به حق برانگیخت در حالی که بشارت دهنده مردمان باشم، اگر از عمر دنیا نمانده باشد مگر یک روز، خداوند آن روز را چنان طولانی میکند تا فرزندم مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن قیام کند، پس از آن عیسی بن مریم(علیه السلام) فرود میآید و پشت سر مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز میخواند.»12
به دنبال این اقدام حضرت عیسی(علیه السلام) بسیاری از مسیحیان که جمعیت فراوانی از جهان را تشکیل میدهند به پیشوای شیعیان، ایمان میآورند. گویی خداوند، عیسی(علیه السلام) را برای چنان روزی حفظ کرده است تا چراغ هدایتی برای حق طلبان باشد.
البتّه ظهور معجزات به دستِ هدایتگر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و طرح مباحث فکری برای راهنمایی بشریت از برنامههای انقلاب بزرگ مهدوی است که راه را برای هدایت مردم باز میکند.
در همین راستا امام(علیه السلام)، الواح تورات تحریف نشده ـ کتاب مقدس یهود ـ را که در نقاط خاصی از دنیا دفن شده است خارج میکند13 و یهودیان که نشانههای امامت او را در الواح میبینند، به آن حضرت ایمان میآورند. و پیروان ادیان دیگر نیز با مشاهده این تحول بزرگ و نیز شنیدن پیام حق امام و دیدن معجزات از آن حضرت، گروه گروه به آن حضرت میپیوندند و اینگونه است که وعده حتمی پروردگار محقّق میگردد و اسلام عزیز همه عالم را میگیرد. همانگونه که قرآن کریم بشارت داده است:
هُوَالَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه وَلَوْکَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛
و او خدایی است که پیامبرش را با (دلائل) هدایت و دین حق فرستاد تا (سرانجام) آن را بر همه دینها غالب گرداند اگرچه کافران را خوش نیاید.
با توجه به تصویری که ترسیم شد تنها قلدران و ظالمان میمانند که حاضر به تسلیم شدن در برابر حق و حقیقت نیستند و این عده در مقابل جریان غالب و اکثریت مؤمنان تاب مقاومت ندارند و با شمشیر عدالت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به کیفر اعمال ننگین خود خواهند رسید و زمین و اهل آن برای همیشه از شرّ و فساد آنها ایمن خواهد شد.
حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
پس از کنار رفتن ابرهای تیره و تار، خورشید جهان افروز رخ مینماید و چشمان منتظرِ دشت و دمن را روشنی میبخشد.
آری، پس از مبارزهای فراگیر با فساد و تباهی و نامردمی، نوبت به استقرار حاکمیت دادگری میرسد و عدالت بر کرسی حکمرانی تکیه میزند تا هر کس و هر چیز را در جای خود قرار دهد و سهم هر پدیدهای را به مقتضای حقّ و داد بپردازد. و بالاخره جهان و جهانیان شاهد حکومتی خواهند بود که سراسر حق و عدل است و کمترین ستم و ستمگری در گستره آن بر کسی نمیرود. حکومتی که مظهر صفات جمال و زیبایی پروردگار عالم است و در ساحت آن، بشر به تمامی آرمانهای فراموش شده خود دست مییابد.
بیاییدبرای آمدن امام غریبمان دعاکنیم.
ادامه دارد...
ظهور
وقتی سخن از ظهور به میان میآید احساس دلپذیری به آدمی دست میدهد. گویی در فضای باغی سبز و کنار نهری جاری نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش میدهد. آری ظهور زیبائیها و انتشار خوبیها جان و تن خستگان را نشاط میبخشد و برق شادی در چشمان امیدواران روشن میکند.
در این بخش درباره ظهور مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و آنچه در سایه سار حضور عینی او رخ خواهد داد سخن میگوییم و به تماشای جمال بی مثالش بیحجاب غیبت مینشینیم.
زمان ظهور
یکی از سئوالاتی که همواره ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده این است که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه زمانی ظهور میکند و آیا برای ظهور وقتی تعیین شده است؟
پاسخ این است که بر اساس سخنان پیشوایان دینی زمان ظهور بر مردم مخفی است.
امام صادق(علیه السلام) در این باره فرمود:
«ما نه در گذشته برای ظهور وقتی را تعیین کردیم و نه در آینده وقت تعیین میکنیم1».
بنابراین کسانی که برای ظهور، زمان مشخصی را تعیین میکنند فریبکار و دروغگو هستند این مطلب در روایات مورد تأکید قرار گرفته است.
امام باقر(علیه السلام) به یکی از اصحاب خود که از زمان ظهور سؤال کرد فرمود:
«وقت گذاران دروغ میگویند، وقت گذاران دروغ میگویند وقت گذاران دروغ میگویند.»2
از اینگونه روایات به خوبی میتوان فهمید که همواره کسانی بودهاند که با انگیزههای شیطانی برای ظهور، زمان تعیین میکردهاند و چنین افرادی در آینده هم وجود خواهند داشت. به همین جهت پیشوایان معصوم(علیه السلام) از شیعیان خواستهاند که در برابر وقت گذاران بی تفاوت نباشند بلکه آنها را تکذیب نمایند.
امام صادق(علیه السلام) در این زمینه به یکی از اصحاب خود فرمود:
«از تکذیب کردن کسی که برای ظهور وقت تعیین میکند هیچ پروایی نداشته باش چرا که ما برای کسی وقت ظهور را تعیین نکرده ایم.»3
راز نهان بودن زمان ظهور
چنانکه گفته شد بر اساس اراده خداوند حکیم زمان ظهور بر ما مخفی است و بدون تردید این مسأله به جهت حکمت هایی است که برخی از آنها را میآوریم:
تداوم امید
وقتی زمان ظهور پنهان باشد نور امید در دل منتظران همه عصرها باقی خواهد ماند و با این امید پیوسته و مداوم است که میتوانند در برابر سختیها و فشارهای دوران غیبت مقاومت کنند. به راستی اگر به شیعیان سدههای گذشته گفته میشد که ظهور در زمان شما رخ نمیدهد بلکه در آینده دور اتفاق خواهد افتاد، آنها با کدام امید در برابر فتنههای روزگار خود مقاومت میکردند و چگونه میتوانستند گذرگاههای سخت دوران غیبت را به سلامت پشت سر بگذارند؟
زمینه سازی
بدون تردید انتظار سازنده که از مهم ترین عوامل فعالیت و پویایی است تنها در سایه مخفی بودن زمان ظهور شکل خواهد گرفت زیرا با مشخص بودن زمان ظهور کسانی که میدانند ظهور را درک نمیکنند انگیزهای برای تحرک و زمینه سازی نخواهند داشت و به سکون و رکود روی خواهند آورد.
حال آنکه با پنهان بودن زمان ظهور، انسانهای همه عصرها و دورانها به امید اینکه ظهور را در زمان خود ببینند تلاش میکنند تا زمینههای ظهور را فراهم کنند و جامعه خود را به جامعهای صالح و پویا تبدیل نمایند.
به علاوه در صورت معین بودن وقت ظهور چنانچه برای مصالحی ظهور در زمان وعده داده شده رخ ندهد چه بسا افرادی در اصل اعتقاد به امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دچار تردید شوند.
امام باقر(علیه السلام) در پاسخ این سؤال که آیا ظهور وقت مشخّصی دارد فرموده است:
«کسانی که وقت تعیین میکنند دروغ میگویند، (و این سخن را تکرار فرمود) زمانی که موسی(علیه السلام) به دعوت پروردگار به مدت سی روز از میان قوم خود بیرون رفت و خداوند بر آن سی روز، ده روز دیگر افزود قوم او گفتند: موسی به وعده خود وفا نکرد و آنچه نباید میکردند، کردند. )از دین برگشتند و گوساله پرست شدند4(».
هنگامه قیام
همه میخواهند بدانند که در جریان قیام جهانی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه حوادثی روی میدهد، حرکت امام از کجا و چگونه آغاز میشود، شیوه برخورد امام با گروههای مخالف چگونه است و بالاخره چگونه آن حضرت بر تمامی جهان غلبه خواهد کرد و رشته امور جهان را به دست خواهد گرفت اینگونه سؤالها فکر و اندیشه هر انسانِ مشتاق ظهور را به خود مشغول میکند. ولی واقعیت این است که سخن گفتن درباره حوادث مربوط به ظهور کاری بسیار مشکل است؛ چون گزارش دادن از آینده و اتفاقاتی است که هنوز واقع نشده است و به طور طبیعی نمیتوان اطلاع دقیقی از آن رویدادها داشت.
بنابراین آنچه در این بخش میآوریم حوادث و رخدادهای روزگار ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .است که برابر روایات در کتابهای متعدد نقل گردیده است و تنها میتواند دور نمایی کلّی از رویدادهای ایام ظهور راپیش روی شما دوستاران ومنتظران آن حضرت ترسیم کند.
ادامه دارد...
الهی! از من آهى و از تو نگاهى .
الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم .
الهى ! غبطه ملایکه اى را مى خورم که جز سجود نمى دانند، کاش حسن از ازل تا ابد در یک سجده بود.
الهى ! تا کى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم .
الهى ! سست از آن که مست تو نیست کیست ؟
الهى ! همه این و آن را تماشا کنند و حسن خود را، که عجیب تر از خود نیافت .
الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، این دنیا را نمى بیند و آن ، عقبى را.
الهى ! همه حیوانات را در کوه و جنگل مى بینند و حسن در شهر و ده .
الهى ! هر که شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پیوسته و دل شکسته ده .
الهى ! آن که خوب را حباله اصطیاد مبشرات نکرده است ، کفران نعمت گرانبهائى کرده است .
الهى ! مراجعات از مهاجرت به سویت تعرب بعد از هجرت است و تویى که نگهدار دل هایى .
الهى ! آن که در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار.
الهى ! خوشا آن که بر عهدش استوار است و همواره محو دیدار است .
الهى ! آن کس تاج عزت بر سر دارد که حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبودیت را در گردن